:آره
:مطمئنی؟
:گمشو دیگه پدرسگ .
پ.ن: خیلی وقته یه چیزی کمه. نمی دونم چیه. ولی هر چی هست خیلی کمه.
انتشار من در ساعت سکوت چراغ.
پای این نطفه نفت می ریزم.
لایی لایی .بمیر . که اینجا امن نیست.
نتیجه اش هم می شود پیش داوری ٬که منو ....(همون عمل بالا)
ادامه مطلب
:بستگی داره کی گرفته باشه. بسیج٬سپاه٬نیروی انتظامی؟
من:بسیج کجا میبره؟
:صد جا.
من:سپاه؟
:هزارجا.
بی خیال نیروی انتظامی می شوم.
ادامه مطلب
پوستم خوب کلفت است. از چیز شما هم کلفت تر.
قبل از اعزام یکی از پرسنل به خارج از کشور جهت آموزش٬ تحقیق کنید که هر روز دوش میگیره یا نه .در غیر این صورت پرسنل مربوطه مثل اره ای در کون شرکتتان گیر خواهد کرد.
عشق پیری گر بجنبه کونت پاره میشه.
:شما تخت بیمارستانی مواج هم دارید؟
من: بله . آلمانیش بالا در میاد ولی بازار مشترک هم داریم.
:دونفره هم دارد؟
من:پرستار سکسی و تابلوی هشدار با مزمون( ورود به اتاق ایزوله ممنوع ) هم فاکتور کنم دکتر جون؟
کسایی که تا حالا پلی استیشن بازی نکردند ٬ پلی استیشن خیلی دوست دارند. ولی خودشون هنوز نمی دونند.
ب.ن: پست جدید ranitidine حرف نداره
همه از خیش آن جا.کشی نیستند که سوراخش ٬برای بار اول گزیدت.
سوراخِ دوباره شاید باشم اما ٬نیازی به نفت نیست. انگشت دوباره نکن .
این روزها
باهرکه دوست می شوم احساس میکنم
آنقدر دوست بوده ایم که دیگر
وقت خیانت است.
نصرت رحمانی
به تو محتاجم. همچون ممه ای آویزان به کرستی فنر دار.بی تو هویتم فرو می ریزد.
موها رو جدا بپز .پلو ها رو جدا. هر کی دوست داشت خودش قاطی می کنه.
آدم جایی که پول در میاره شلوارش رو در نمیاره.
مگر اینکه جایی که شلوارش رو در میاره پول در بیاره.
از روزی که زبون باز کردیم همه پرسیدن: بزرگ شدی میخوای چیکاره شی؟
همینه که باور کردیم حتما باید یه کاره ای بشیم.
دختر(پس از صرف چلو کباب سلطانی ٬سالاد مخصوص٬ دوغ ٬و کیک بستنی به عنوان دسر) : من فکر میکنم ما تفاهم نداریم . این رابطه شروع نشه بهتره.
پسر : پس گشنت بود.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
بعدا نوشت:
روی اعلامیه فوت: مرحوم( مهندس) محمد حسین ...
اولین بار بود که از دیدن اعلامیه خنده ام گرفت به جای گریه. همینجا وصیت میکنم روی اعلامیه من بنویسین مرحوم مهندس سارا که قصد داشت ام بی ای هم بخونه ولی اجل نذاشت(هر چند اگر هم میگذاشت کون گشاد نمیگذاشت)
خا.منه.ای :پروردگارا٬ دست ظالم را ٬هر که هست ٬قطع بفرما.
ما: پروردگارا٬ هر دو دستش را قطع بفرما.
پورسانت بر اساس یک فرمول مشخص تعیین می شود یا فرمول بر اساس یک پورسانت مشخص؟
ادامه مطلب
:شوهرم تا دیر وقت سر کار میمونه.
: وای مال منم همینطور
:وقتی میاد انقدر خسته است که حوصله حرف زدن نداره.
: وا ! مال منم همینطور
:انقدر فکرش درگیره کاره که تولد منو یادش رفت.
: آخ آخ. مال منم همینطور.
{صدای زنگ آیفون}
من (بعد از باز کردن در):خانوم بختیاری مالتون اومده دنبالتون.
کنیز کفگیر خورده.از ارباب رانده. از دنیا مانده.سرخاب بر گونه.
open your legs . Im coming home
هم سید است.هم مسعود است.هم میر است.
اینها برای وزیر نفت بودن کفایت نمی کند؟
*این منطق بوسیدن ندارد؟
پسر:عزیزم تو بهترین هدیه ای هستی که خدا به من داده.
زیبا ترین گلی هستی که در زندگیم رویید.
مهربون ترین فرشته ای هستی که بهم نازل شد.
آخرین عشقی هستی که تو قلبم....
دختر: میخوای بهم بزنی؟
این چند روز٬هر غروب تا طلوع فردایش را صرف به گ.ا دادن ریه هایی میکنم که آبدارچی شرکت٬صبح تا بعد از ظهر برای ساکت شدن خس خسشان عناب دم میکند
*از تلخی تمامی دریاها٬در اشک ناتوانی خود٬چون ساغر نداشتم که بزنم هی سیگار کشیدم.
*دوقلو ها هر دوشون دانشگاه آزاد قبول شدن. هم خوشحال شدم هم خاک تو سر.
من:بابا شلوار کرمت رو دوست داشتی؟
بابا:اره
من:پس از شلوار صورتیت هم خوشت میاد.
:قیافت چقدر آشناشت.همدیگرو میشناسیم؟
من:(در حال راه رفتن) نه
:۷-۶ سال پیش خونتون خیابون ... نبود؟
من:(درحال تندتر راه رفتن) نه
:من مهیارم. نشناختی؟
من:(در حال دست تکان دادن برای تاکسی) نه
:تو دو تا خواهر دوقلو نداری؟
من:(درحال سوار شدن) نه
:سارا. اسمت سارا نیست؟
من:(در حال بستن در ماشین) نه
مهیار:(در حال دویدن دنبال ماشین)سارا وایسا. کارت دارم.
*خسته تر از اونی بودم که واسه تجدید خاطرات دوران نوجوانی ذوق کنم.امیدوارم دوباره نبینمش.
